و بالاخره جواب پاتولوژی
در حالیکه پیگیری های مداوم از آزمایشگاه می کردم برای جواب، و عصرها به خاطر حال بد دایی اکثرا خانه آنها بودیم، آنجا کسری رو دیدم و موضوع رو گفتم که آزمایشگاه هر روز یک بهونه میاره برای جواب ندادن. روم نمی شد زنگ بزنم بهش. چون خیلی این مدت بهش زنگ زده بودم و میدونستم که سرش شلوغه ومی گفتم شاید نتونه پیگیری کنه. خلاصه گفت روز یکشنبه 31تیر برای بازرسی می رن همون آزمایشگاه و بهش یه تماس بگیرم برای پیگیری. خلاصه فک می کردم تا اون موقع جوابش بیاد که بازهم نیومد و روز بازرسی بهش زنگ زدم.با پیگیری که کرد جواب رو گفتن آماده است و به من زنگ زد. با دکتر پاتولوژیست هم صحبت کرده بود و اون گفته بود که چیزی مثل کیست بزرگ بوده و چیز خاصی نبوده. یعنی خدا...


